برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی insult به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل insult
(فعل) با گفتار یا عمل خود به کسی بی احترامی کردن
He felt insulted by the low offer.
با آن قیمت پایینی که پیشنهاد شد، او احساس کرد به او توهین شده است.
Don't insult my intelligence.
به شعور من توهین نکن.
(اسم) توهین، جسارت (دو مثال اول) - add insult to injury اوضاعی را بدتر کردن
a minor insult
یک توهین ناچیز
Their offer was so low she took it as an insult.
پیشنهاد آن ها به قدری پایین بود که او آن را یک توهین قلمداد کرد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


