برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hinder به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hinder
(فعل) دشوار کردن یا محدود کردن، کند کردن، مانع شدن
Some teachers felt hindered by a lack of resources.
برخی معلم ها احساس می کردند که به دلیل کمبود منابع با مانع روبرو شده اند.
A poor diet can hinder mental and physical growth.
برنامه غذایی ضعیف می تواند رشد ذهنی و جسمی را محدود کُند.
Higher interest rates could hinder economic growth.
افزایش نرخ بهره می تواند رشد اقتصادی را کُند کند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hinder، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

