عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل gross

gross

صفت، قید

US تلفظ صوتی/ˈgroʊs/

(صفت، قید) خیلی ناپسند (disgusting - مثال اول) – خیکی، خیلی بزرگ یا چاق – خیلی (به طوری که مسلما غلط و غیر قابل قبول است – مثال دوم) – در کل، کل (مثال سوم)

That soup looks gross.

آن سوپ خیلی بد به نظر می رسد.

This is a gross violation of human rights.

این یک تخطی مسلم از حقوق بشر است.

They earned $6,000, gross.

او در کل 6 هزار دلار بدست آورد.

gross

فعل

grosses; grossed; grossing

(فعل) gross out حال کسی را بد کردن، کسی را منزجر کردن (مثال اول) – کل پولی که قبل از کسر مالیات و غیره بدست می آید (مثال دوم)

She's always grossing me out by playing with her food.

او همیشه با بازی کردن با غذای خود، حال مرا بهم میزند.

The movie has already grossed over $200 million.

این فیلم تا کنون بیش از 200 میلیون دلار بدست آورده است.

gross

اسم

gross

(اسم – اسم جمع) 144 تا چیز (یک واحد است)

a gross of pencils

144 تا مداد (یا= 12 دوجین مداد)

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته