برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی finesse به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل finesse
(اسم) مهارت و زیرکی که در موقعیتی بکار می رود
He handled the interview questions with finesse.
او پرسش های آن مصاحبه را با ظرافت مدیریت کرد. (با زیرکی از پس آن ها برآمد)
It was a disappointing performance that lacked finesse.
این یک اجرای ناامید کننده بود که از ظرافت برخوردار نبود.
finesse
فعل
finesses; finessed; finessing
(فعل) با مهارت یا ظرافت و زیرکی مسئله ای را حل کردن یا کاری را انجام دادن
He is just trying to finesse the issue.
او فقط دارد تلاش می کند که این مشکل را با ظرافت حل کند.
She managed to finesse a deal with the company by offering a clever compromise.
او موفق شد با پیشنهاد دادن یک مصالحه هوشمندانه قراردادی را با یک شرکت منعقد کند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره finesse، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

