برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی faulty به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل faulty
(صفت) داری نقص یا اشتباه یا ضعف و غیره
a faulty design
یک طراحی دارای نقص
The circle won't work because of a faulty connection.
این مدار به دلیل یک اشتباه در اتصال، کار نخواهد کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره faulty، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

