برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی extension به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل extension
(اسم) گسترش یا توسعه حوزه فعالیت یا تعداد اعضا یا اندازه چیزی و غیره (مثال اول) – عمل کش آوردن بدن یا دست و پا (مثال دوم) – تمدید (مثال آخر)
a gradual extension of the powers of central government
گسترش تدریجی اختیارات دولت مرکزی
She did some leg extensions.
او چندتا حرکت کششی روی پا انجام داد.
He's applied for an extension to his visa.
او برای تمدید ویزای خود درخواست داده است.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) بخش فرعی که بعدا به خانه یا جایی اضافه میشود – خط داخلی یا خط فرعی تلفن (مثال اول)
Extension 144, please.
داخلی 144 لطفاً.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


