برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی explosive به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل explosive
(صفت) منفجره، قابل انفجار (دو مثال اول) – مستعد پرخاشگری یا عصبانیت و غیره (مثال سوم) – انفجاری در یک وضعیت (مثال چهارم)
Highly explosive gas is naturally found in coal mines.
معمولا در معادن ذغال سنگ گازهایی که به شدت قابلیت انفجار دارند پیدا می شوند.
the bomb's explosive force
قدرت انفجاری این بمب
She has an explosive temper.
خلق و خوی او جوری است که سریع از کوره در میرود.
The political situation is potentially explosive.
این وضعیت سیاسی بسیار می تواند انفجاری باشد. (باعث عصبانیت شدید یا نفرت شود)
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) سریع، انفجاری
explosive population growth
رشد انفجاری جمعیت
explosive
اسم
(اسم) یک ماده انفجاری
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


