عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل explosive

explosive

صفت

US تلفظ صوتی/ɪkˈsploʊsɪv/

(صفت) منفجره، قابل انفجار (دو مثال اول) – مستعد پرخاشگری یا عصبانیت و غیره (مثال سوم) – انفجاری در یک وضعیت (مثال چهارم)

Highly explosive gas is naturally found in coal mines.

معمولا در معادن ذغال سنگ گازهایی که به شدت قابلیت انفجار دارند پیدا می شوند.

the bomb's explosive force

قدرت انفجاری این بمب

She has an explosive temper.

خلق و خوی او جوری است که سریع از کوره در میرود.

The political situation is potentially explosive.

این وضعیت سیاسی بسیار می تواند انفجاری باشد. (باعث عصبانیت شدید یا نفرت شود)

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) سریع، انفجاری

explosive population growth

رشد انفجاری جمعیت

explosive

اسم

(اسم) یک ماده انفجاری

A large quantity of arms and explosives was seized.

مقادیر زیادی سلاح و مواد انفجاری ضبط شد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته