برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی erupt به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل erupt
(فعل) (در مورد آتشفشان) فوران کردن – رخ دادن به صورت ناگهانی و خشن (مثال دوم) – erupt into/with laughter/shouting etc ناگهان کف زدن یا فریاد زدن یا خندیدن و... (مثال سوم) – ظاهر شدن روی پوست به صورت ناگهانی (مثال چهارم) – دندان در آوردن برای اولین بار
The volcano erupted with tremendous force.
آتشفشان با قدرت بسیار زیادی فوران کرد.
Violence erupted during the protests.
تظاهرات، ناگهان به خشونت کشیده شد.
The audience erupted into/with laughter.
حاضرین شروع به خنده کردند. (ناگهان زیر خنده زدند)
A painful rash erupted on her neck.
جوش دردناکی روی گردنش ظاهر شد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره erupt، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

