برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
erupt | معنی فوران کردن و شروع ناگهانی
معنی erupt در فارسی
(فعل) فوران کردن (در مورد آتشفشان یا مواد مذاب) — رخ دادن ناگهانی و خشن (در مورد خشونت، جنگ یا بحران) — ناگهان شروع به خندیدن، فریاد زدن یا کف زدن کردن (با ساختار erupt into/with something) — ظاهر شدن ناگهانی روی پوست (در مورد جوش یا دانههای پوستی) — دندان درآوردن برای اولین بار (در مورد نوزاد یا کودک) — اسم مرتبط: eruption
The volcano erupted with tremendous force.
آتشفشان با قدرت بسیار زیادی فوران کرد.
Violence erupted during the protests.
خشونت در جریان اعتراضها ناگهان بالا گرفت.
The audience erupted into laughter.
حضار ناگهان زیر خنده زدند.
A painful rash erupted on her neck.
جوش دردناکی روی گردنش ظاهر شد.
The baby's first tooth erupted at six months.
اولین دندان بچه در ششماهگی درآمد.
The argument erupted suddenly over a small misunderstanding.
بحث ناگهان سر یک سوءتفاهم کوچک بالا گرفت.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره erupt، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

