برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dependent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dependent
(صفت) وابسته، متکی - معتاد به مواد یا الکل (مثال سوم)
dependent
اسم
(اسم - در بریتیش dependant) کسی که غذا، پوشاک و رفع نیازهای او بر عهده شما است
Jack and Sara have four dependents.
جک و سارا چهار نفر تحت تکفل خود دارند. (خرج چهار نفر را میدهند)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


