برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی controlled به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل controlled
(صفت) کنترل شده، تحت مدیریت (دو مثال اول) – محدود شده توسط قانون یا مقررات (مثال سوم) - controlled drug/substance دارویی که داشتن آن بدون تجویز پزشک غیر قانونی است
controlled conditions
شرایط کنترل شده
a controlled explosion
یک انفجار تحت کنترل
Access to the site is closely controlled.
دسترسی به این مکان به شدت محدود است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره controlled، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

