برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی controlled به فارسی | مثال و کاربرد
معنی controlled به فارسی
(صفت) کنترل شده، تحت کنترل، تحت مدیریت
برای توصیف چیزی به کار میرود که بهدقت کنترل یا مدیریت میشود تا وضعیت یا نتیجه آن قابل کنترل باشد.
The experiment was carried out under controlled conditions.
این آزمایش در شرایط کنترلشده انجام شد.
The firefighters carried out a controlled explosion to remove the damaged structure.
آتشنشانان برای از بین بردن سازه آسیبدیده، یک انفجار تحت کنترل انجام دادند.
(صفت) محدود شده، تحت محدودیت قانونی یا مقرراتی
برای چیزی به کار میرود که دسترسی، استفاده یا انجام آن به دلیل قانون، مقررات یا نظارت رسمی محدود شده باشد.
The sale of these products is strictly controlled by law.
فروش این محصولات بهشدت تحت کنترل قانون است.
controlled drug / controlled substance
دارو یا مادهای که تولید، نگهداری، مصرف یا فروش آن به موجب قانون تحت کنترل و محدودیتهای خاص قرار دارد.
Some painkillers are controlled drugs.
برخی داروهای مسکن، داروهای تحت کنترل قانونی هستند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره controlled، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

