برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی come on در انگلیسی
معنی و کاربرد come on در انگلیسی
come on
فعل
(فعل) رخ دادن، شروع کردن، پدیدار شدن (مثال اول) – (در مورد بیماری) به تدریج نمایان شدن (مثال دوم) – اینکه به کسی بگویید تا عجله کند (مثال سوم)
The sun comes on at six in the morning.
خورشید ساعت 6 صبح طلوع میکند.
I can feel a cold coming on.
می توانم احساس کنم که دارم سرما میخورم.
Come on, we’ll be late!
عجله کن، دیرمان میشود!
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) برای تشویق کردن یا ترغیب کردن کسی یا حیوانی (مثال اول) – میل جنسی خود را بروز دادن (مثال دوم) – (مربوط به یک بازیگر) روی صحنه رفتن – برای بیان عدم موافقت خود با چیزی، بی خیال (مثال سوم) - come on strong اینکه بدون حاشیه رفتن به کسی بگویید که از نظر جنسی جذاب است
کاربردهای بسیار رایج come on:
شروع به کار کردن / روشن شدن
The lights came on.
چراغها روشن شدند.
روی صحنه آمدن
The singer came on stage.
خواننده روی صحنه آمد.
پیشرفت کردن / بهتر شدن
Come on, you're doing well.
ادامه بده، داری خوب پیش میری.
ابراز ناباوری یا اعتراض
Oh, come on!
اِ بابا! / بیخیال!
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره come on، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام