عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل butt

butt

اسم

US تلفظ صوتی/ˈbʌt/

butts

(اسم) نشیمنگاه (بعضی اوقات توهین آمیز – مثال اول) - be a pain in the ass/arse/backside/butt برای توصیف چیزی یا کسی که خیلی روی اعصاب است – ته سیگار، فیلتر سیگار - be the butt of something مضحکه گروهی بودن، کسی که درباره او جک می گویند – انتهای تفنگ که روی شانه یا جایی قرار می گیرد - get your butt in/out/over etc اینکه به کسی بگویید که بجایی برود (مثال دوم) - work/play etc your butt off خیلی سخت کار کردن/ بازی کردن و غیره. (مثال سوم) – ظرف آبی که برای جمع کردن آب یا مایعی دیگر استفاده میشود (مثل دبه هایی که به ناودان خانه متصل میکنند تا برای باغ و باغچه آب جمع کنند - water butt) – ضربه ای که با سر خود به کسی میزنید

He told me to get off my butt and do something useful.

او به من گفت که بلند شوم و کار مفیدی انجام دهم.

John, get your butt over here!

جان، بیا اینجا!

She worked her butt off to finish on time.

او خیلی سخت کار کرد تا سر موقع کار را تمام کند.

butt

فعل

butts; butted; butting

(فعل) چیزی را با سر هول دادن یا زدن - butt heads اختلاف نظر داشتن - butt in بین حرفهای کسی پریدن (مثال اول) - butt out خود را از چیزی یا بحثی بیرون کشیدن (مثال دوم)

He kept on butting in with silly comments.

او با نظرات احمقانه مدام بین حرف ها می پرید.

This is none of your business, so butt out.

به شما مربوط نیست، بس کن.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی