برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی breed به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل breed
(فعل) پرورش دادن گیاه یا حیوان برای تولید مثل (مثال اول) – تربیت کردن (مثال دوم) – (مربوط به حیوان) جفت گیری کردن، تولید مثل کردن (مثال سوم) – باعث رخ دادن چیزی شدن (مثال آخر)
breed
اسم
breeds
(اسم) یک نژاد یا نسل از اسب یا سگ یا گاو و غیره (دو مثال اول) – (مربوط به یک فرد) یک جور شخصیت خاص (دو مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره breed، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


