برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی breed به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل breed
(فعل) پرورش دادن گیاه یا حیوان برای تولید مثل (مثال اول) – تربیت کردن (مثال دوم) – (مربوط به حیوان) جفت گیری کردن، تولید مثل کردن (مثال سوم) – باعث رخ دادن چیزی شدن (مثال آخر)
breed
اسم
breeds
(اسم) یک نژاد یا نسل از اسب یا سگ یا گاو و غیره (دو مثال اول) – (مربوط به یک فرد) یک جور شخصیت خاص (دو مثال آخر)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره breed، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

