برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی undo به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل undo
(فعل) باز کردن یا رها یا جدا کردن چیزی (مثال اول) – بر عکس کردن یا تغییر دادن (مثال دوم) – باعث شکست کسی یا چیزی شدن (مثال سوم)
Can someone help me to undo this knot?
آیا کسی می تواند در باز کردن این گره به من کمک کند؟
You can't undo what I've done.
تو نمی توانی کاری را که من انجام داده ام تغییر دهی.
Our hopes of a victory were undone by a goal from Ahmad Al-Dokhi Al-Dossary.
امیدهای ما با یک گل از احمد دوخی دوساری (بازیکن تیم ملی عربستان) از بین رفت.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره undo، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

