بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل trash

trash

اسم

US تلفظ صوتی/ˈtræʃ/

(اسم) زباله (مثال اول) – چیز کم ارزش یا بی کیفیت (مثال دوم) – آدم بی ارزش - talk trash الف: دری وری یا حرف های بی معنی زدن ب: کوری خواندن در ورزش یا یک رقابت (trash talk)

She toke out the trash.

او زباله ها را بیرون برد.

I can't believe you're spending time to read this trash.

نمی توانم باور کنیم که تو داری برای خواندن این آشغال وقت صرف می کنی.

trash

فعل

trashes; trashed; trashing

(فعل) دور ریختن، حذف کردن – از بین بردن، تخریب کردن، آسیب جدی وارد کردن (مثال اول) – به شدت نقد کردن (مثال دوم)

The place got trashed last time they had a party.

اینجا آخرین باری که میهمانی داشتند، داغان شد.

The boss completely trashed his work.

رئیس به شدت به کار او تاخت.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره trash، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی