برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی subsequently به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل subsequently
(قید) بعد از چیز دیگری، متعاقباً (afterward)
Subsequently the arrangement was terminated.
بعد از آن، توافق فسخ شد.
He apologized subsequently.
او بعدا عذرخواهی کرد.
I heard subsequently that he had left.
من بعدا شنیدم که او رفته است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره subsequently، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

