برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی starve به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل starve
(فعل) گرسنگی شدید کشیدن (دو مثال اول) – چیزی را خیلی خواستن، به چیزی به شدت نیازمند بودن (مثال سوم) - be starving/starved خیلی گرسنه بودن (مثال چهارم)
pictures of starving children
عکس هایی از کودکان گرسنه
She's starving herself to try to lose weight.
او به خودش گرسنگی میدهد تا وزن کم کند. (او در تلاش برای کاهش وزن، به خود گرسنگی میدهد)
a government program that is starving for funds
برنامه ای دولتی که به شدت نیازمند بودجه است
When's the food coming? I'm starving!
پس این غذا چی شد؟ من از گرسنگی مردم!
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره starve، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


