برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی starve به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل starve
(فعل) گرسنگی شدید کشیدن (دو مثال اول) – چیزی را خیلی خواستن، به چیزی به شدت نیازمند بودن (مثال سوم) - be starving/starved خیلی گرسنه بودن (مثال چهارم)
pictures of starving children
عکس هایی از کودکان گرسنه
She's starving herself to try to lose weight.
او به خودش گرسنگی میدهد تا وزن کم کند. (او در تلاش برای کاهش وزن، به خود گرسنگی میدهد)
a government program that is starving for funds
برنامه ای دولتی که به شدت نیازمند بودجه است
When's the food coming? I'm starving!
پس این غذا چی شد؟ من از گرسنگی مردم!
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره starve، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


