برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sour به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sour
(صفت) تُرش (مثال اول) – دارای بو یا مزه ترش و فاسد شده (مثال دوم) – بد و غیر دوستانه (مثال سوم)
sour
اسم
sours
(اسم) یک (هر) نوشیدنی الکلی ترش مزه
sour
فعل
sours; soured; souring
(فعل) فاسد شدن، ترش شدن (مثال اول) – به ناراحتی یا درگیری کشاندن (مثال دوم) - sour on نظر بدی درباره چیزی داشتن (مثال آخر)
هوای گرم باعث ترش شدن شیر میشود.
Jealousy had soured their relationship.
حسادت دوستی آن ها را از بین برده بود.
At first they liked the new manager, but now they've soured on him.
آنها در ابتدا از مدیر جدید خوششان می آمد ولی الان نظر خوبی نسبت به او ندارند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sour، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


