برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی saddle به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل saddle
معنی saddle
That saddle needs to be polished.
آن زین نیاز به صیقل دادن (براق شدن) دارد.
(اسم) زین دوچرخه یا موتور (قسمتی که روی آن مینشینند – جمله اول) - in the saddle الف: اسب سواری کردن ب: رئیس بودن یا در قدرت بودن (جمله دوم)
My bike needs a new saddle.
دوچرخه من یک زین تازه میخواهد.
We're still leading in the polls, so nobody panic—we're in the saddle here.
ما هنوز در انتخابات اولیم، پس کسی نگران نباشد، ما در موضع قدرت هستیم.
saddle
فعل
saddles; saddled; saddling
saddle در حالت فعل به چه معنا است
(فعل) زین گذاشتن روی اسب (جمله اول) - saddle up همچنین به معنی سوار بر اسب شدن است - saddle with برای کسی مشکل یا مسئولیت و ... ایجاد کردن (جمله دوم)
She saddled up the horse for her friend.
او اسب را برای دوستش زین بست.
The war saddled the country with huge foreign debt.
جنگ برای کشور بدهی خارجی بزرگی به بار آورد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره saddle، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



