برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی poll به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل poll
(اسم) نظر سنجی (مثال اول) – رای گیری در یک انتخابات (مثال دوم) - go to the polls انتخابات برگزار کردن (مثال سوم)
poll
فعل
polls; polled; polling
(فعل) نظر سنجی برگزار کردن (مثال اول) – رای گرفتن (مثال دوم)
More than 20,000 people were polled.
از بیش از 20 هزار نفر پرسش به عمل آمد.
Mr. Kora had polled 65 percent of the vote.
آقای کورا 65 درصد آرا را به خود اختصاص داد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره poll، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


