برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rip به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rip
(فعل) پاره کردن (مثال اول) – به سرعت چیزی را باز کردن (مثال دوم) – به سرعت درون چیزی رفتن (مثال سوم) – به باد انتقاد شدید گرفتن (مثال چهارم)
Her new pants ripped when she bent down.
وقتی خم شد شلوار نو او پاره شد.
He ripped off his tie.
او کراواتش را به سرعت کند.
an epidemic that ripped through the region
یک بیماری مسری که به سرعت در آن ناحیه رسوخ کرد
I expected to have my argument ripped to shreds.
انتظار داشتم که بحثی که مطرح کردم به باد انتقاد گرفته شود. (rip something/somebody to shreds به شدت مورد انتقاد قرار دادن یا چیزی را پاره پاره کردن)
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) let rip الف: کاری را با نهایت خشم یا انرژی انجام دادن یا به چیزی اجازه چنین انتشار یا فعالیتی دادن (مثال اول) ب: خودرو یا وسیله ای را به سرعت راندن - rip apart الف: پاره پاره کردن چیزی (مثال دوم) ب: کسی را به باد انتقاد گرفتن - rip into به شدت انتقاد کردن - rip off دزدیدن یا کلاهبرداری کردن (مثال سوم) - rip up پاره پاره کردن و نابود کردن چیزی
This would cause inflation to let rip again.
اینکار باعث می شود که تورم دوباره افسار پاره کند.
The dog ripped my report apart!
آن سگ گزارش مرا پاره پاره کرد!
We all hate being ripped off.
همه ما از اینکه سرمان کلاه برود متنفّر هستیم.
rip
اسم
rips
(اسم) پارگی بزرگ در چیزی
Your sleeve has a rip in it.
آستین شما پاره شده است.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


