برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی revenue به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل revenue
(اسم) درآمد (income – دو مثال اول) – درآمد مالیاتی
advertising revenue
درآمد تبلیغات
The company's annual revenues rose by 20%.
درآمدهای سالیانه شرکت 20 درصد رشد کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره revenue، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

