بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل ray

ray

اسم

US تلفظ صوتی/ˈreɪ/

rays

(اسم) هر یک از خطوط نوری که از شی ای ساطع می شود، پرتو، شعاع، تشعشع (مثال اول) - cosmic ray پرتو کیهانی (ذرات پرانرژی گفته می‌شود که از فضا به زمین می‌رسند) - gamma ray پرتو گاما (نوعی از پرتوهای الکترومغناطیسی با بسامد (فرکانس) بسیار بالا و انرژی زیاد) - catch some/a few rays آفتاب گرفتن، نشستن یا دراز کشیدن جلو آفتاب - a ray of hope/light etc مقدار کمی امید/نور و ... (مثال دوم) - a ray of sunshine کسی یا چیزی که از جنس شادی است و موجب خوشحالی و امید میشود (مثال سوم) - نوعی ماهی پهن‌شکل مثل سفره ماهی (stingray)

معنی ray - پرتو، شعاع، تشتشع به انگلیسی

We were blinded by the sun's rays.

پرتوهای خورشید ما را کور کرده بود.

There's still a ray of hope that the missing girl will be found alive.

هنوز اندکی امید وجود دارد که دختر گم شده، زنده پیدا شود.

The news was like a ray of sunshine in the winter's gloom.

آن خبر در آن دلتنگی زمستان مانند تابش آفتاب (مایه شادی) بود.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره ray، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته