برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی prosecution به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل prosecution
(اسم) پیگرد قانونی (مثال اول) - the prosecution دادسرا یا طرفی از دادگاه که علیه متهمی اعلام جرم کرده و در مقابل متهم در دادگاه حاضر شده و سعی در محکوم کردن او دارد (مثال دوم و سوم) – مشارکت در جنگ
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره prosecution، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


