برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pad به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pad
(اسم) یک چیز نازک و مسطح و معمولا نرم (دو مثال اول) – مجموعه از کاغذهای یادداشت (مثال سوم) – بخش نرم کف پای گربه، سگ و ... – محل در نظر گرفته شده برای نشستن و برخواستن بالگرد یا فضاپیما (مثال چهارم) – برگ بزرگ و صاف برخی گیاهان آبزی مثل زنبق (مثال پنجم) – محل زندگی کسی (در این کاربرد طعنه آمیز است)
sanitary pads
پدهای بهداشتی (نوار بهداشتی زنان)
Soccer players wear shin pads to protect their legs.
بازیکنان فوتبال برای محافظت از پاهایشان از ساق پا استفاده می کنند.
He always kept a pad and pencil next to his telephone.
او همیشه یک دفترچه یادداشت و مداد کنار تلفن خود نگه میداشت.
The hotel has its own helicopter pad.
این هتل محل نشست و برخواست بالگرد مخصوص خود را دارد.
lily pad
برگ سوسن
pad
فعل
pads; padded; padding
(فعل) پر کردن چیزی با مواد نرم برای حفاظت از چیزی یا نرم کردن آن یا شکل و شمایل دادن به آن (مثال اول) – روی چیزی را با مواد نرم پوشاندن (مثال دوم) – بدون ایجاد صدا راه رفتن (مثال سوم) – قبض یا رسید پرداختی را با فریب یا چیزی شبیه به آن سنگین تر کردن (مثال چهارم)
All the sharp corners were padded with foam.
همه قسمت های تیز و برجسته با فوم پوشانده شده بودند.
He used a cushion to pad the bench.
او از یک بالشتک برای نرم کردن نیمکت استفاده کرد.
He padded barefoot down the stairs.
او بدون کفش و به آرامی از پله ها پایین آمد.
to pad bills/expense accounts
روی قبض کشیدن
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


