عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل cushion

cushion

اسم

US تلفظ صوتی/ˈkʊʃən/

cushions

(اسم) تشک یا بالش یا بالشتک که اسباب راحتی را هنگام نشستن روی مبل یا تخت یا کف اتاق فراهم می نماید (مثال اول) – هر چیزی که در نقش ضربه گیر یا محافظ کار می کند (مثال دوم) - a cushion of air لایه از هوا که از چیزی مراقبت کرده یا آن را حمایت میکند (مثال سوم) – لبه میز بیلیارد یا اسنوکر و ... – چیزی مثل پول که از شما در یک شرایط سخت محافظت می کند (مثال آخر)

a cushion cover

رو بالشی

There is a cushion under the rug to protect the floor.

زیر مکت یک محافظ قرار دارد تا از کف اتاق مراقبت کند. (یک لایه ضخیم از الیاف نرم به اندازه خود مکت)

A hovercraft rides on a cushion of air.

یک هاورکرافت بر روی بالشتکی از هوا حرکت میکند.

Savings can act as a cushion against unemployment.

پس انداز می تواند مثل یک محافظ در مقابل بیکاری عمل کند. (وقتی که بیکار می شود به شما کمک کند)

cushion

فعل

cushions; cushioned; cushioning

(فعل) از شدت چیزی مثل سقوط کاستن (مثال اول) – محافظت کردن (مثال دوم) - cushion the blow از وخامت موقعیتی کاستن (مثال سوم)

The soft grass cushioned her fall.

چمن نرم از شدت افتادن او کم کرد.

Many parents try to cushion their children from the outside world.

بسیاری از والدین سعی می کنند از بچه های خود مقابل جهان بیرون از خانواده محافظت کنند.

To cushion the blow, wages and pensions were increased.

برای کاستن از وخامت اوضاع، دست مزد ها و مستمری ها افزایش پیدا کرد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته