برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی odds به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل odds
(اسم) شانس یا احتمال رخ دادن چیزی علی رغم مانع یا موانع (دو مثال اول) – مشکلات یا موانع (مثال سوم) – عددی که نسبت برنده شدن در یک شرط بندی مثل مسابقات اسب سواری را نشان می دهد (مثال چهارم) - at odds با هم مخالف بودن (مثال پنجم) - make no odds فرقی نمی کند - over the odds بیشتر از ارزش واقعی چیزی - against (all) the odds/against all odds بر خلاف انتظار به نتیجه رسیدن - what's the odds? چه فرقی می کند؟
What are the odds of winning?
شانس پیروزی چقدر است؟
What are the odds on her being re-elected?
شانس انتخاب مجدد او چقدر است؟
I tried to beat the odds.
من تلاش کردم بر موانع پیروز شوم.
At odds of 10–1 she bet a hundred dollars.
با نسبت ده به یک، او 100 دلار شرط بندی کرد. (اگر برنده شود، 1000 دلار به جیب می زند)
They're at odds over the funding of the project.
آن ها سر سرمایه گذاری روی آن پروژه با هم اختلاف دارند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


