برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی makeup به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل makeup
(اسم – یا make-up) آرایش (رنگ آمیزی کردن صورت برای بهتر جلوه کردن – دو مثال اول) – ترکیب چیزی (مثال سوم و چهارم) – ویژگی های شخصیتی کسی (مثال آخر) – امتحانی که برای درس مشروطی باید بدهید
to put on your makeup
آرایش کردن
She wore a lot of makeup.
او خیلی آرایش کرده بود.
the ethnic makeup of the neighborhood
ترکیب قومی این محله
the makeup of the team
ترکیب تیم
her psychological makeup
جنبه روانی شخصیت او
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره makeup، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


