بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی interfere به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل interfere

interfere

فعل

US تلفظ صوتی/ˌɪntɚˈfiɚ/

interferes; interfered; interfering

معنی interfere

(فعل) دخالت کردن در چیزی یا جایی که مطلوب طرف مقابل نیست (دو مثال اول) - interfere with متوقف کردن یا کند کردن چیزی، مشکل ایجاد کردن در چیزی (مثال سوم) - interfere with (someone) کودکی را اذیت کردن و لمس جنسی او

Interfering in other people's relationships is always a mistake.

دخالت کردن در روابط مردم همواره یک اشتباه است.

She had no right to interfere in her son's marriage.

او حق نداشت در زندگی زناشویی پسرش دخالت کند.

Anxiety can interfere with children’s physical development.

اضطراب می تواند در رشد فیزیکی بچه ها اختلال ایجاد کند.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره interfere، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته