برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی infect به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل infect
(فعل) سرایت کردن بیماری به کسی یا چیزی (مثال اول) – منتقل کردن یک احساس یا حال به کسی (مثال دوم) – آلوده کردن چیزی یا جایی با یک ماده خطرناک (مثال سوم) – ویروسی شدن کامپیوتر
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره infect، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


