برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی hunger به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hunger
(اسم) گرسنگی، نیاز شدید به غذا (مثال اول) – ضعف ناشی از گرسنگی (مثال دوم) – یک اشتیاق یا میل شدید (مثال سوم)
Hundreds of people are dying from hunger every day.
روزانه صدا نفر بر اثر گرسنگی فوت می کنند.
I felt faint with hunger.
از گرسنگی احساس ضعف کردم.
a hunger for success
میل به موفقیت
hunger
فعل
hungers; hungered; hungering
(فعل) بسیار مشتاق بودن، میل زیاد داشتن
She hungered after success.
او بسیار مشتاق پیروزی بود. (معمولا با for یا after)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hunger، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


