برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hunger به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hunger
(اسم) گرسنگی، نیاز شدید به غذا (مثال اول) – ضعف ناشی از گرسنگی (مثال دوم) – یک اشتیاق یا میل شدید (مثال سوم)
Hundreds of people are dying from hunger every day.
روزانه صدا نفر بر اثر گرسنگی فوت می کنند.
I felt faint with hunger.
از گرسنگی احساس ضعف کردم.
a hunger for success
میل به موفقیت
hunger
فعل
hungers; hungered; hungering
(فعل) بسیار مشتاق بودن، میل زیاد داشتن
She hungered after success.
او بسیار مشتاق پیروزی بود. (معمولا با for یا after)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hunger، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

