برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hunger به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hunger
(اسم) گرسنگی، نیاز شدید به غذا (مثال اول) – ضعف ناشی از گرسنگی (مثال دوم) – یک اشتیاق یا میل شدید (مثال سوم)
Hundreds of people are dying from hunger every day.
روزانه صدا نفر بر اثر گرسنگی فوت می کنند.
I felt faint with hunger.
از گرسنگی احساس ضعف کردم.
a hunger for success
میل به موفقیت
hunger
فعل
hungers; hungered; hungering
(فعل) بسیار مشتاق بودن، میل زیاد داشتن
She hungered after success.
او بسیار مشتاق پیروزی بود. (معمولا با for یا after)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


