برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی horn به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل horn
(اسم) شاخ – هر دو شاخ گوزن (antlers – نکته ای که وجود دارد این است که horn شاخی را گویند که یک ساختار بدون شاخه و تیغه های زیاد دارد مثل شاخ کرگدن ولی در مورد گوزن چون شاخ او دارای شاخه ها و تیغه های بسیاری است از این رو در این مورد از واژه antler استفاده می کنند) – بوق ماشین – شیپور در موسیقی - the horn تلفن - be on the horns of a dilemma بین دو چیز نامطلوب مجبور به انتخاب بودن - draw/pull in your horns محتاطانه پول خود را خرج کردن
horn
فعل
horns; horned; horning
(فعل) horn in نظر خود را در خلال بحث یا تصمیمی بیان کردن
We were talking privately when a coworker came over and horned in.
ما داشتیم خصوصی حرف می زدید تا اینکه همکاری سر رسید و وارد مکالمه ما شد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره horn، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


