برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hint به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hint
(اسم) کمک کوچکی برای پاسخ به یک سوال یا انجام کاری (دو مثال اول) – take a/the hint متوجه اشاره و حرف غیر مستقیم کسی شدن (مثال سوم) – مقدار کمی از چیزی (مثال آخر)
She gave me a hint about the answer.
او به من کمکی درباره پاسخ داد. (او مرا راهنمایی کرد تا پاسخ را پیدا کنم.)
Should I drop a hint to Jim?
بهتر نیست کمکی به جیم بکنم؟
Sarah hoped he'd take the hint and leave her alone.
سارا امیدوار بود که او متوجه شود و او را تنها بگذارد.
I detected a hint of doubt in her voice.
من متوجه کمی تردید در صدای او شدم.
hint
فعل
hints; hinted; hinting
(فعل) غیر مستقیم اشاره کردن، منظوری را غیر مستقیم رساندن (مثال اول) - hint at (something) غیر مستقیم درباره چیزی حرف زدن (مثال دوم)
He hinted at a possible change.
او به تغییر احتمالی اشاره کرد.
What is she hinting at?
او درباره چه چیزی داشت حرف میزد؟ (منظورش چه بود؟)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hint، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

