برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی heap به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل heap
(اسم) توده ای از چیزهای درهم و بر هم (مثال اول) – مقدار زیادی از چیزی (مثال دوم) – یک ماشین قدیمی و داغان - at the bottom/top of the heap بیان سطح کسی (مثال سوم) - collapse/fall (etc.) in a heap نقش بر زمین شدن یا دراز کشیدن (مثال چهارم)
a heap of old newspapers
توده ای از روزنامه های قدیمی
The children have heaps of energy.
این بچه ها انرژی خیلی زیادی دارند.
These workers are at the bottom of the economic heap.
این کارگرها در انتهای هرم اقتصاد قرار دارند.
They finally collapsed in a heap on the grass.
آنها سرانجام روی علف ها دراز کشیدند.
heap
فعل
heaps; heaped; heaping
(فعل) تلنبار کردن، گذاشتن در مقدار زیاد (مثال اول) - heap something on somebody از کسی بسیار ستایش کردن/ به کسی بسیار توهین کردن و ... (مثال دوم)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره heap، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

