برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی grave به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل grave
(اسم) گور، قبر (مثال اول) – مرگ (مثال دوم) - somebody would turn in their grave تن کسی را در گور لرزاندن - dig your own grave قبر خود را کندن (کنایه از اینکه کار خیلی بد و پر عواقبی انجام دادن) - from (the) cradle to (the) grave در تمام طول زندگی کسی یا چیزی - have one foot in the grave لب گور بودن، پای کسی لب گور بودن (کنایه از اینکه کسی بسیار بیمار یا فرتوت است) - a watery grave غرق شدن در آب و مردن
grave
صفت
(صفت) حیاتی، بسیار مهم (مثال اول) – (در مورد یک شرایط و موقعیت) خیلی بد (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره grave، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


