بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی glue به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل glue

glue

اسم

US تلفظ صوتی/ˈgluː/

glues

(اسم) چسب (خصوصا چسب آبکی) – کنایه از نزدیک بودن به کسی

a blob of glue

یک قطره چسب

glue

فعل

glues; glued; gluing

(فعل) با چسب چیزها را به هم چسباندن (stick) – glued to something در جایی ماندن به دلیل جذابیت، هیجان، شک و غیره (معمولا به صورتglued to - مثال دوم)

He glued the label onto the box.

او برچسب را روی جعبه چسباند.

During football season, he’s glued to the TV.

هنگام مسابقات فوتبال او جلوی تلویزیون میخکوب میشود.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره glue، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته