تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

قیمت محصولات آموزشی وب‌سایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینه‌های جاری وب‌سایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزش‌های دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهی‌تان

ترجمه و تحلیل glue

glue

اسم

US تلفظ صوتی/ˈgluː/

glues

(اسم) چسب (خصوصا چسب آبکی) – کنایه از نزدیک بودن به کسی

a blob of glue

یک قطره چسب

glue

فعل

glues; glued; gluing

(فعل) با چسب چیزها را به هم چسباندن (stick) – glued to something در جایی ماندن به دلیل جذابیت، هیجان، شک و غیره (معمولا به صورتglued to - مثال دوم)

He glued the label onto the box.

او برچسب را روی جعبه چسباند.

During football season, he’s glued to the TV.

هنگام مسابقات فوتبال او جلوی تلویزیون میخکوب میشود.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره glue، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته