عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل gear

gear

فعل

US تلفظ صوتی/ˈgiɚ/

gears

(اسم) لوازم یا ادوات یا تجهیزات لازم برای کار خاصی (در این معنی غیر قابل شمارش است - دو مثال اول) – دنده در یک خودرو و غیره (مثال سوم) - in gear وضعیتی که یک خودرو یا یک وسیله نقلیه در آن حالت آماده حرکت است (دنده یک، دو، سه، چهار ...) - change/shift/switch gears دنده عوض کردن - get in gear شروع به کاری کردن (مثال چهارم)

We’ll need some camping gear.

ما به تجهیزات مخصوص اتراق کردن نیاز خواهیم داشت.

fishing gear

ادوات ماهیگیری

Does this thing have a reverse gear?

آیا این وسیله دنده عقب دارد؟

You’d better get your ass in gear – you’re late.

بهتره شروع به کار کنی. دیر کردی.

gear

فعل

gears; geared; gearing

(فعل) چیزی را برای هدف خاصی یا برای فرد خاصی مناسب کردن (adjust) - gear up آماده کردن یا آماده شدن (مثال دوم)

to gear our output to current demand

منطبق کردن تولید ما با تقاضای فعلی

He's trying to gear himself up for tomorrow's exam.

او دارد تلاش می کند تا خود را برای امتحان فردا آماده کند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی