برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی frozen به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل frozen
frozen
فعل
(فعل) شکل گذشته ساده فعل freeze
frozen
صفت
(صفت) یخ زده - frozen solid یا frozen solid برای توصیف شدت سرما، خیلی سرد، کاملا یخ زده – خشک زدن یا یخ زدن به دلیل ترس و غیره. (مثال دوم)
I'm absolutely frozen!
من از سرما یخ زدم.
He felt frozen, unable to decide which way to go.
او از ترس خوشکش زده بود، نمی توانست تصمیم بگیرد که کدام طرف برود.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
