برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی frozen به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل frozen
frozen
فعل
(فعل) شکل گذشته ساده فعل freeze
frozen
صفت
(صفت) یخ زده - frozen solid یا frozen solid برای توصیف شدت سرما، خیلی سرد، کاملا یخ زده – خشک زدن یا یخ زدن به دلیل ترس و غیره. (مثال دوم)
I'm absolutely frozen!
من از سرما یخ زدم.
He felt frozen, unable to decide which way to go.
او از ترس خوشکش زده بود، نمی توانست تصمیم بگیرد که کدام طرف برود.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره frozen، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام