تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل fringe

fringe

اسم

US تلفظ صوتی/ˈfrɪnʤ/

fringes

(اسم) حاشیه های نخی و غیره چیزی مانند ریشه قالی یا پره های یک رومیزی – بخش حاشیه ای چیزی (مثال اول) – بخش کم اهمیت چیزی (مثال دوم) – مدل مویی عموما زنانه که در آن قسمت جلویی موها را کوتاه کرده تا روی پیشانی بیفتند (در آمریکایی bangs - چتر مو)

the western fringe of the city

حاشیه غربی شهر

the radical fringes of the party

گروه های تندرو کم اهمیت (حاشیه ای) این حزب

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) on the fringe(s) در لبه یا دورترین بخش چیزی (on the edge of something)

fringe

فعل

fringes; fringed; fringing

(فعل) حاشیه گذاری کردن – احاطه کردن (مثال اول)

Ferns fringed the pool.

سرخس ها دور استخر را گرفته بودند.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره fringe، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته