برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fright به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fright
(اسم) ترس یا وحشت ناگهانی (مثال اول) - take fright وحشت کردن و در نتیجه کاری انجام ندادن یا فرار کردن (مثال دوم) - look a fright بی ریخت یا نامرتب یا بهم ریخته به نظر رسیدن (مثال سوم)
She was shaking with fright.
او از ترس میلرزید.
I approached very slowly, but the bird took fright and flew away.
من خیلی آهسته نزدیک شدم ولی آن پرنده وحشت کرد و پرید.
Just look at what the hairdresser’s done to my hair! I look a fright!
جانِ من نگاه کن و ببین که آرایشگر با موهای من چیکار کرده است! خیلی بی ریخت شده است!
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fright، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


