برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fright به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fright
(اسم) ترس یا وحشت ناگهانی (مثال اول) - take fright وحشت کردن و در نتیجه کاری انجام ندادن یا فرار کردن (مثال دوم) - look a fright بی ریخت یا نامرتب یا بهم ریخته به نظر رسیدن (مثال سوم)
She was shaking with fright.
او از ترس میلرزید.
I approached very slowly, but the bird took fright and flew away.
من خیلی آهسته نزدیک شدم ولی آن پرنده وحشت کرد و پرید.
Just look at what the hairdresser’s done to my hair! I look a fright!
جانِ من نگاه کن و ببین که آرایشگر با موهای من چیکار کرده است! خیلی بی ریخت شده است!
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fright، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

