برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی framework به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل framework
(اسم) اساس، شیرازه، مبنا (مثال اول) - social/legal/political etc framework ساختار اجتماعی/قانونی/سیاسی و ... (مثال دوم) – چهارچوب (مثال سوم)
The report provides a framework for further research.
این گزارش، مبنایی برای تحقیق آینده فراهم خواهد کرد.
We need to establish a social framework for the protection of our democracy.
ما باید یک ساختار اجتماعی برای حفاظت از دموکراسی خودمان پایه ریزی کنیم.
An iron framework surrounds the sculpture.
یک چارچوب آهنی دور مجسمه را در بر میگیرد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


