برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی formula به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل formula
(اسم) فرمول یا راه پذیرفته شده و استاندارد برای چیزی (مثال اول) – فرمول ریاضی (مثال دوم) – فرمول شیمیایی (مثال سوم)
There's no magic formula for success only hard work.
هیچ فرمول جادویی برای موفق شدن وجود ندارد، فقط سخت کوشی.
The formula for the area of a rectangle is h x w.
فرمول محاسبه مساحت مستطیل، طول ضرب در عرض است. (h=height و w=width)
The formula for sodium hydroxide is NaOH.
فرمول هیدروکسید سدیم NaOH است. (یک ماده صنعتی بسیار پر کاربرد)
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) شیر بچه (baby formula) – یک کلاس از ماشین های مسابقه بر اساس قدرت موتور یا معیاری دیگر – قالب نگارشی یا سخنوری ثابت که کسی در مواقعی مانند بیان یک بیانیه سیاسی از آن استفاده می کند
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره formula، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

