برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی formation به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل formation
(اسم) شکل گیری (مثال اول) – تشکیل شدن یا ترتیب گرفتن چیزی به صورت طبیعی (مثال دوم) - in formation مربوط به فعالیتی که توسط گروهی از مردم یا خودروها و غیره به صورت هماهنگ و موزون انجام میشوند (مثال سوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره formation، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

