برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
exhausting | معنی بسیار خستهکننده و فرساینده
معنی exhausting در فارسی
exhausting
صفت
(صفت) بسیار خستهکننده، فرساینده (فعالیت یا موقعیتی که انرژی زیادی میگیرد و آدم را کاملاً خسته میکند) — مترادف پرکاربرد: very tiring, draining (تفاوت: exhausting یعنی خیلی خستهکنندهتر از tiring معمولی)
The journey was absolutely exhausting.
سفر کاملاً فرساینده بود.
Taking care of three children all day is exhausting.
مراقبت از سه بچه در تمام طول روز واقعاً خستهکننده است.
It was an exhausting workout at the gym.
تمرین بدنسازی فرسایندهای بود.
The heat made the hike even more exhausting.
گرما پیادهروی را حتی خستهکنندهتر کرد.
She had an exhausting week at work.
او هفتهٔ فرسایندهای در محل کار داشت.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره exhausting، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام