برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی enterprise به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل enterprise
(اسم) یک تشکیلات مخصوصا یک تشکیلات تجاری (دو مثال اول) – یک کار یا پروژه گروهی و دشوار (مثال سوم)
There are plenty of small, independent enterprises.
شرکت های کوچک مستقل زیادی وجود دارند.
state/public enterprise
شرکت دولتی
a joint enterprise
یک پروژه مشترک
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره enterprise، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

