برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی eliminate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل eliminate
(فعل) حذف کردن، از چیزی یا کسی خلاص شدن، زدودن – شکست دادن یک رقیب یا تیم (مثال دوم) – کشتن کسی که مزاحم است (مثال سوم) - eliminate somebody from your enquiries تبرئه کردن
The priority should be to eliminate child poverty.
اولویت باید از بین بردن فقر در بین کودکان باشد.
He was eliminated in the first round of the competition.
او در دور اول مسابقه شکست خورد.
a ruthless dictator who eliminated all his rivals
دیکتاتور بی رحمی که همه مخالفان خود را کشت
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره eliminate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

