برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی drizzle به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل drizzle
(فعل) خیلی ریز باریدن باران - مقدار کمی از یک مایع روی چیزی پاشیدن (مثال دوم)
The rain isn’t too bad - it’s only drizzling.
بارش باران خیلی بد نیست. فقط نم نم میبارد.
The vegetables were drizzled with olive oil.
روی این سبزیجات روغن زیتون پاشیده شده است.
drizzle
اسم
(اسم) نم نم باران
The drizzle had stopped.
بارش نم نم باران متوقف شده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره drizzle، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


