برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی distinct به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل distinct
(صفت) متفاوت یا متمایز (different – مثال اول) - as distinct from something برای متمایز کردن چیزی که درباره آن حرف میزنید (مثال دوم و سوم) – واضح، مشهود (noticeable – مثال چهارم) – قطعی (definite - مثال آخر)
on two distinct occasions
در دو مراسم متفاوت
She's a personal assistant, as distinct from a secretary.
او یک دستیار شخصی است نه فقط یک منشی. (با اینکه منشی است ولی در عمل دستیار شخصی است)
The class focuses on U.S. English, as distinct from British English.
این کلاس روی انگلیسی آمریکایی تمرکز دارد، نه بریتیش.
There's a distinct smell of cigarettes in here.
بوی سیگار اینجا مشهود است.
a distinct possibility
یک احتمال قطعی
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


