تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل distant

distant

صفت

US تلفظ صوتی/ˈdɪstənt/

(صفت) دور (از نظر مان یا مکان) (دو مثال اول) – آشنای دور (مثال سوم) - in the not-too-distant future زود، در آینده نزدیک – سرد و غیر صمیمی (مثال چهارم)

a distant country

یک کشور دور دست

the distant future

آینده دور

a distant relative

فامیل دور

She seemed cold and distant.

او سرد و غیر صمیمی می نمود.

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) مربوط به یک فکر پرت و نا مربوط

He has a distant look in her eye.

قیافه اش می گوید که فکرش جای دیگری است.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره distant، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی