برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی disgust به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل disgust
(اسم) احساس انزجار، بیزاری، تنفر
She walked out in disgust.
او با حالت تنفر بیرون رفت. (در حالی که کفری شده بود بیرون رفت)
Much to my disgust, I found that there were no toilets for the disabled.
آنچه که باعث انزجار بیشتر من شد این بود که هیچ توالتی برای افراد ناتوان در آنجا وجود نداشت.
disgust
فعل
disgusts; disgusted; disgusting
(فعل) باعث تنفر یا بیزاری کسی شدن
Doesn't all this violence on TV disgust you?
حالت از این همه خشونت در تلویزیون بهم نمیخورد؟
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره disgust، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


